فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

182

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

ضرورات دين ، صحابه منع زكات ايشانرا موجب ارتداد شمردند و با ايشان رسوم مقاتله بجا آوردند . پس اگر گفتن شهادتين و نماز موجب قبول توبهء جاحدان ضرورات دين بودى صحابه با مانعان زكات قتال نميكردند ، چون قتال كردند معلوم شد كه توبه از خصوصيت موجب ارتداد فرض است و چون [ 79 پ ] جماعت قزّاق سجدهء بت ميكنند و حرام مجمع عليه كه سبى مسلمان آزادست حلال ميدانند ، قتال با ايشان فرض باشد و صدور شهادتين و نكاح و صلوة و اذان كه در ميان « 1 » ايشانست موجب حكم باسلام ايشان نشود و غايت تنزل با « 2 » قزّاق درين مبحث آنست كه گوييم ايشان در سجدهء بت و آفتاب و استحلال سبى مسلمانان جاهلانند نه معاندان و چون جاهل باشند و نسبت با ايشان امور مذكوره از ضرورات دين نباشد كافر نشوند . ذكر وجوب مقاتله با قزاق بر هر تقدير ليكن چون تارك تعلّم ضرورات دين شده‌اند و در سبى مسلمانان اصرار ميكنند و موجبات ارتداد از ايشان سالهاست كه صادر شده و مىشود ، بر امام مسلمانان كه خليفة الرحمانست فرض باشد كه ايشانرا مكلّف دارد بطاعت خود تا در بيعت او در آيند و سخن او را بشنوند . چون در مقام طاعت آيند علما را در ميان ايشان نصب كند تا ايشانرا ضرورات دين تعلّم كنند و ايشان از موجبات ارتداد محترز شوند و رايات دين دارى . در ميان ايشان مرتفع گردد و غوايل ارتداد برخيزد . اكنون امام مسلمانان در عهد ما حضرت خليفة الرحمن محمد الشيبانى خانست و تمام مسلمانان اقطار در بيعت آن حضرت‌اند و هر چند جماعت قزّاق را بطاعت و بيعت ميخواند طاعت نميكنند بلكه در عناد تمادى مىورزند و اصلا رو بجانب موافقت و مطاوعت نمىآورند . چه جاى طاعت كه بعقر بلاد اسلام در مىآيند و غارت ميكنند و اسير و برده مىبرند و ايشانرا ميفروشند . پس بر امام واجب باشد كه با ايشان قتال كند و بر تقدير تنزل هم كه حكم بر ارتداد ايشان بكنيم چون بجميع جهات جهاد و غزا

--> ( 1 ) - در اصل : بيان . ( 2 ) - در اصل : ربا .